تبليغاتX
جوک

هفدهمین پست من تو این وبلاگ

سلام

خوبین؟

من که بد نیستم نه نه یادم نبود اصلآ خوب نیستم اخه هنوز یکی از نمره هام نیومده میترسم خیلی کم شده باشم هنوز هیچی نشده مشروط بشم

هفته ی دیگه عروسی پسر دایی مامانمه من هم نمیخوام برم ولی تا به مامانم گفتم نمیام خیلی سریع جواب داد(بی خود کردی میخوای بمونی خونه که چی بشه؟باید بیای عروسی همین که گفتم)بعدشم یه چند روز دنبال لباس بودیم واسه من.دیگه خود مامانم پشیمون شده بود به همه میگفت ادم سوسک بشه ولی با مریم خرید نره اخه من و مامانم به طور کلی با هم فرق داریم هر چی من میگفتم قشنگه مامانم میگفت نه هر چی مامانم میگفت من میگفتم نه اخرشم از یه مغازه تو مرکز خرید اسمان تو ونک یه لباس شکلاتی رنگ خریدم برای اولین بار تو زندگیم با مامانم تفاهم پیدا کردم اونم موقع خرید لباسم بود که هر دوتامون از مدل لباس من خوشمون اومد

چهار شنبه دیگه با دوستم قرار گذاشتیم که بری دانشگاه به مامانم گفتم ما پامون بذاریم تو دانشگاه همه خول میشن مامانم گفت چرا گفتم اخه ما همیشه با هم در حال دعوا کردن هستیم تلفنی که با هم صحبت میکنیم خیلی با هم مهربونیم ولی با هم که باشیم همیشه در حال جنگیدن هستین خیلی هم همدیگرو دوست داریما ولی خب دعوا هم زیاد میکنیم

راستی بعضیا جدیدآ خیلی بی شخصیت شدن ولی خودم هنوز همچنان با شخصیتم

 

ترکه خواب میبینه یه فرشته میاد بهش میگه یه ارزو کن میگه میخوام خدا رو ببینم میگه نمیشه یه ارزوی دیگه بکن میگه پس منو ادم کن میگه ولش بیا بریم همون خدا رو نشونت بدم

 

ترکه هی با خودش میگفته عجیبه بهش میگن چی عجیبه؟میگه ۱۰۰ هزار تا تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور میگن خب چیش عجیبه؟میگه گنجیشکه همه رو ول کرده اومده رو سر من.............

 

به ترکه میگن با غضنفر جمله بساز میگه ادم مگه با بابای خوش هم جمله میسازه

 

تعریفی از یک مرد مجرد:مردی که فرصت بدبخت کردن یک زن را از دست داده

 

(اینم همون دوستم که همیشه باهاش دعوا میکنم برام زده)یادم باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که یادم بیاری که به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره.اینو یادت نره.(یه عاشق حواس پرت)

 

دیروز قلبم یه کم درد گرفته بود فکر کنم یه کم توپول شدی جات تنگ شده

 

دوست داشتین شخصیت بذارین

خدافظ

 


 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 15:46 موضوع | لینک ثابت


تولدم مبارک

سلام امروز تولدمه ولی هیچ ذوقی ندارم همیشه از اول تیر روزارو میشمردم تا به تولدم برسم ولی امسال اصلآ برام مهم نبود ۵ دقیقه پیش از تو حیاط صدا میومد نگاه کردم دیدم چند تا کلاغ دارن یه کبوتر و میزنن به داداشم گفتم رفت پایین اوردش حالا گذاشتمش تو یه جعبه بیچاره نمیتونه راه بره چشمش هم نمیبینه چون هی میره تو دیوار.

اولین نفری که بهم تبریک گفت خالم بود که دیشب زنگ زده بود تولدمو تبریک گفت بعدشم گفت شما کی منزل هستین ما بیایم خدمتتون منم گفتم همه روزه از ۱۲ ظهر الی ۲ نصفه شبحالا قراره شب بیان این جا

با اینکه تو وبلاگم نوشتم که تولدم امروزه ولی هیچ کدوم از کسایی که باهاشون دوستم نیومدن من از سوهان روح که خیلی دلخورم از صالح که دیگه بدتر نمی دونم صالح هنوزم میاد این جا یا نه

چه روز مسخره ای امروز مثلآ تولدمه

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 13:11 موضوع | لینک ثابت


روز مادر مبارک

سلام روز مادر به همه مامانا مبارک

مامان جونم روزت مبارک خیلی دوست دارم ببخش اگه گاهی ناراحتت میکنم خودت میدونی منظوری ندارم

اصلآ بگو ببینم تورو اذیت نکنم کی رو اذیت کنم

اخه کی مثل تو انقدر مهربونه که من هر چقدر هم اذیتش کنم بازم هیچی بهم نگه پس بهم حق بده که هی پرو تر میشم و بیشتر اذیتت میکنم

مامان گلم خیلی دوست دارم روزت مبارک

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 10:23 موضوع | لینک ثابت


شونزدهمین پست من تو این وبلاگ

سلاااااااااااااااااااااااااااااااام چقدر خوشحالم که دوباره میام نت این چند وقت به علت اومدن قبض زیاد تلفن من از اینترنت محروم بودمحالا کسی خونه نیست و منم مثلآ دارم درس میخونم

این مدتی که نبودم خیلی اتفاقا افتاد مثلآ این که یکی از بچه های نت که باهاش دوست بودم بد جوری حالمو گرفت و منم دورشو خط کشیدم اگه میاد این جا که بدونه اصلآ فکر نمیکردم اون کارو بکنه

حالا هم به علت نبودن وقت مجبورم فقط شخصیت هایی که برام گذاشتین و بزارم شخصیت های خودم باشه واسه یه روز که وقت داشتم

شخصیت های اقا صالح:

 

احوالپرسي لرا : حالا ما تلفن نداريم شما نبايد يه زنگ به ما بزنيد؟

 

خداوند ديد مرد گرسنه است ، خوراک را آفريد ديد تشنه است ، آب را آفريد ديد در تاريکي است ، نور را آفريد ديد هيچ مشکل ديگري ندارد ، زن را آفريد !

 

ترکه از تاکسي پياده ميشه درو محکم ميبنده ميگه پدر سگ خودتي ... راننده ميگه من که جيزي نگفتم ! ترکه ميگه بعدا که ميگي

 

يه نفر داشته توي دريا غرق ميشده، بلند بلند داد ميزده: كمك، من شنا بلد نيستم! تركه داشته رد ميشده ميگه: حالا منم تنيس بلد نيستم، بايد داد بزنم؟

 

به قزوينيه ميگن: شما قرباني هم ميكنين؟ ميگه: فاميليش مهم نيست، هر كي باشه م...!

 

يه روز دوتا قزويني از کنار هم رد ميشن يکيشون برميگرده ميگه ببخشيد علي جون از جلو نشناختمت!!!

 

غضنٿر سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ... راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به غضنٿر ميرسه و غضنٿر هم با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه : چيه ... الاغ باشعور نديدي

 

يه روز يه مداح ميخواسته به يه مناسبتي مولودي بخونه، به حضار اعلام مي‌كنه: من هر چي گفتم شما بگيد: «قربونش برم الهي» از قضا خانم اين آقا مداحه، خياط بوده و آقا اشتباهي دفتر خياطي خانوم رو با خودش برده بوده! مداح ميخونه: «دور كمر شمسي خانم، 2 متره، حضار ميگن: «قربونش برم الهي»، دور سينه اقدس خانم 3 متره، «قربونش برم الهي»

 

اینم مال علی اقا که من نمیشناسمش:

 

تركه تو ماشینش آهنگ عربی گذاشته بود با صدای بلند. بهش گیر می دن می گه : ای بابا نمی زارید تو این ماه محرم یه قران شاد گوش بدیم.

 

تركا یه نفرو محكوم به اعدام در اتاق گاز می كنن . وقتی می برنش می بینه اتاق سقف نداره . میگه : این چه اتاق گازیه كه سقف نداره ؟ تركا می گن : كپسول گاز كه خورد تو سرت می فهمی.

 

دولت اعلام كرد در سال 85 مرگ میر در جاده های ایران 40 درصد كاهش یافته است با این روند در سال 90 مرگ و میر در جاده های ایران بر اثر تصادف به 0 خواهد رسید و در سال 95 نه تنها شاهد مرگ و میر و تصادف نخواهیم بود بلكه شاهد زاد و ولد در جاده های ایران خواهیم بود .

 

این مهرداد سوهان روح هم که دیگه شخصیت نداره بیاره بذاره

اقا مهرداد شوخی کردم حالا نیای منو خفه کنی

 

فعلآ خدافظ


 

نوشته شده توسط مریم در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 10:42 موضوع | لینک ثابت


پانزدهمین پست من تو این وبلاگ

سلام.خسته ام خیلی خسته.نمیدونم چرا خوابم نمیبره شاید به خاطر اینه که دختر خاله ام امروز ما رو بسته بود به نسکافه و قهوه٬چقدر امروز بهم خوش گذشت نیم ساعت به نیم ساعت دختر خالم قهوه درست میکرد بعدش هم من میگفتم میخوام واسه همتون فال بگیرم چقدر چرت و پرت گفتیم و خندیدیم به همه میگفتم تو فالت یه عروسیه اسم عروس مریمه خیلی هم شبیه منه حالا شما کسی رو واسش سراغ نداری بره خودشو بهش غالب کنه؟امروز برام یه خاطره خوب بود٬بعدش هم رفتیم خونه عمو بزرگم بازدید عید این عموم ماشالله عیال واره۵ تا دختر دارهکه واسه شب عید همشون دماغاشونو عمل کردنخداییش هم همشون خوب شده بودن به جز یکیشون اونم واسه این خوب نشده بود چون دماغش اصلآ احتیاجی به عمل نداشت واسه همینم دکتره گند زده بود به دماغش خب از دماغ بیایم بیرون

خونه دایی مامانم هم رفتیم اون جا کلی خندیدیم و بهمون خوش گذشت ولی نمیدونم چرا الان دچار افسردگی حاد شدمخیلی حالم گرفته ولی بیخیال یک ساعت دیگه درست میشه

این دفه هم که هیچ کدومتون یه دونه هم شخصیت نذاشته بودین ولی این دفه خودم دارم(منظورم شخصیته)

 

تركه میگه عجيبه!
بهش میگن چیعجيبه؟
میگه : ۱۰۰هزار تا تماشاچی ، ۲۲تا بازيكن ، ۴ تا داور ، عجيبه
میگن چی عجيبه؟
میگه : ۱۰۰هزارتا تماشاچی ، ۲۲تا بازيكن ، ۴تا داور ، عجيبه
میگن : آخه چيش عجيبه؟
میگه : گنجشك همه رو ول كرده ، اومده رو من ريده

 

تا به حال به معني لر فکر کردي؟ ل:لطافت ر: ريدم به اون لطافت

 


رشتي نصفه شب بلند ميشه آب مي خوره ميگه: سلام بر حسين يه نفر از زير تخت ميگه : سلام عباس آقا

 

نگاه اولت بر من اثر كرد، نگاه دومت ديوونه‌ام كرد، نگاه سومت عاشق‌ترم كرد، اه، گندشو در آوردي، نگاه آخرت ديگه هيزبازي بود!

 


ترکه موبايل ثبت نام ميکنه تو دلش با خودش ميگه خدا کنه نوکيا باشه

 

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردي .... يه ماده شيميائي هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر

 

يه دفعه يه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگي ميمرده .... خلاصه هي ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما

 

یه روز ترکه میره خواستگاری بابای دختره میگه خونه داری ترکه میگه دوستام گفتن دختر از تو خونه از ما

 

دیگه کم کم داره خوابم میگیره برم که الان داداشم بیدار میشه گیر میده میگه تو این جا چی کار میکنی اخه کامپیوتر تو اتاق داداشمه شب خوش.

راستی کسی یه قالب خوب که به درد وبلاگ جوک بخوره سراغ نداره؟

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 2:35 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse